<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>علوم زیستی گیاهی</title>
    <link>https://ijpb.ui.ac.ir/</link>
    <description>علوم زیستی گیاهی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 19 Jul 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 19 Jul 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>دوره هجدهم. شماره اول. پیاپی 67. 1405</title>
      <link>https://ijpb.ui.ac.ir/article_30642.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>اثر ترکیبی متیل جاسمونات، عصاره مخمر و سالیسیلیک اسید بر تولید فلاونوئیدها، رزمارینیک اسید و سایر اسیدهای فنلی بادرشبو (Dracocephalum moldavica L.)</title>
      <link>https://ijpb.ui.ac.ir/article_30507.html</link>
      <description>یکی از رویکردهای مؤثر برای افزایش تولید متابولیت&amp;amp;shy;های ثانویه گیاهی، استفاده از محرک&amp;amp;shy;ها است. این پژوهش، با هدف افزایش تولید رزمارینیک اسید و سایر ترکیبات فنلی بادرشبو (Dracocephalum moldavica L.) توسط اثر ترکیبی غلظت&amp;amp;shy;های مختلف متیل جاسمونات، عصاره مخمر و سالیسیلیک اسید انجام شد. آزمایش در قالب طرح کامل تصادفی با 13 تیمار و در سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل محلول&amp;amp;shy;پاشی با آب مقطر (شاهد)، اثر توام متیل جاسمونات (50 و 100 میکرومولار)، سالیسیلیک اسید (80 و 160 میلی&amp;amp;shy;گرم در لیتر) و عصاره مخمر (1 &amp;amp;shy;و 5/1 گرم در لیتر) بود. میزان ترکیبات فنلی و فلاونوئیدی شامل رزمارینیک اسید، کلروژنیک اسید، فرولیک اسید، کافئیک اسید، پی&amp;amp;shy;کوماریک اسید، آپیژنین، کوئرسیتین و لوتئولین توسط دستگاه HPLC اندازه&amp;amp;shy;گیری شدند. نتایج نشان داد تیمارها بر افزایش مقدار اسیدهای فنلی و فلاونوئیدی بادرشبو تأثیر معنی&amp;amp;shy;دار داشتند. محلول‌پاشی با 160 میلی&amp;amp;shy;گرم در لیتر سالیسیلیک اسید+100 میکرومولار متیل جاسمونات بهترین نتیجه را در افزایش میزان رزمارینیک اسید، کلروژنیک اسید، پی&amp;amp;shy;کوماریک اسید و کوئرسیتین داشت و به&amp;amp;shy;ترتیب 2/4، 5/3، 3/10 و 2/6 برابر نسبت به شاهد افزایش داشتند. همچنین نتایج همبستگی بین صفات نشان داد که میزان رزمارینیک اسید همبستگی مثبت و معنی&amp;amp;shy;دار با کلروژنیک اسید (**819/0r=)، فرولیک اسید (**773/0r=)، کوئرسیتین (**987/0r=) و پی&amp;amp;shy;کوماریک اسید (**986/0r=) و منفی و معنی&amp;amp;shy;دار با کافئیک اسید (**920/0-r=) دارد. نتایج نقشه حرارتی برای صفات مورد پژوهش، بین شاهد و برخی تیمارهای توام این محرک&amp;amp;shy;ها خوشه&amp;amp;shy;بندی متمایزی نشان داد. در مجموع، نتایج بر اثر هم&amp;amp;shy;افزایی سالیسیلیک اسید با متیل جاسمونات در افزایش تولید ترکیبات پلی&amp;amp;shy;فنلی بادرشبو دلالت داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تأخیر در تاریخ کاشت (به عنوان القاکننده تنش سرما) و پیش‌تیمار بذر بر غلظت عناصر غذایی برگ، شاخص‌های فیزیولوژیک و عملکرد گندم</title>
      <link>https://ijpb.ui.ac.ir/article_30391.html</link>
      <description>تاریخ کاشت دیرهنگام به علّت القای تنش سرما یکی از مهمترین عوامل محدودکننده تولید گندم در مناطق سرد و معتدله است که با اختلال در فرآیندهای فیزیولوژیک و تغذیه‌ای، خسارت قابل توجهی به عملکرد وارد می‌کند. استفاده از روش پیش&amp;amp;shy;تیمار بذر با محرک‌های زیستی و شیمیایی، به‌عنوان راهکاری امیدبخش برای تعدیل اثرات این تنش مطرح است. هدف از این پژوهش، ارزیابی تأثیر تاریخ کاشت و تیمارهای مختلف پیش&amp;amp;shy;تیمار بر غلظت عناصر غذایی برگ، شاخص‌های فیزیولوژیک و عملکرد دانه گندم رقم سیمین بود. این آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 1404-1403 در مرکز تحقیقات کشاورزی ارومیه اجرا شد. فاکتور اول شامل دو تاریخ کاشت (اول آبان و اول دی) و فاکتور دوم هفت تیمار پیش&amp;amp;shy;تیمار (شاهد، سالیسیلیک اسید، جیبرلیک اسید، گابا، نیترات پتاسیم، سولفات روی و ملاتونین) بود. صفات مورد اندازه‌گیری شامل غلظت عناصر غذایی برگ، شاخص پایداری غشاء، شاخص تغذیه‌ای کلسیم، شاخص تنش، کارایی مصرف عناصر، نرخ پر شدن دانه و عملکرد دانه بود. نتایج نشان داد تاریخ کاشت دوم، غلظت منیزیم، کلسیم و آهن را به&amp;amp;shy;ترتیب به&amp;amp;shy;میزان 28، 27 و 19 درصد کاهش داد. همچنین بر همکنش تاریخ کاشت و پیش&amp;amp;shy;تیمار بذر با ملاتونین، عملکرد دانه را به&amp;amp;shy;ترتیب 37 درصد در تاریخ کاشت اول و 42 درصد در تاریخ کاشت دوم افزایش داد. تیمارهای ملاتونین، گابا و نیترات پتاسیم در بهبود شاخص‌های فیزیولوژیک در مقایسه با سایر تیمارها برتری معنی&amp;amp;shy;داری داشتند. به‌طور کلی، تاریخ کاشت اول همراه با پیش&amp;amp;shy;تیمار بذر با ملاتونین، گابا یا نیترات پتاسیم، به‌عنوان بهترین راهکار مدیریتی برای بهبود وضعیت تغذیه‌ای، افزایش تحمل به سرما و دستیابی به عملکرد بهینه در گندم رقم سیمین در شرایط مشابه منطقه‌ای توصیه می‌شود. انتخاب تیمار پیش&amp;amp;shy;تیمار باید با توجه به تاریخ کاشت و اهداف مدیریتی (بهبود تغذیه یا افزایش تحمل به تنش) صورت گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ریزریخت‌شناسی، تاکسونومی عددی و بازسازی صفات اجدادی گلبرگ‌ها در سرده‌های Cleome و Rorida در ایران</title>
      <link>https://ijpb.ui.ac.ir/article_30442.html</link>
      <description>در این پژوهش، برای نخستین بار ریز ریخت‌شناسی سطوح شکمی و پشتی گلبرگ در گونه‌های دو سرده Cleome و Rorida از تیره Cleomaceae در ایران توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی (Scanning Electron Microscope: SEM) بررسی شد. صفات گلبرگ شامل شکل سلول‌ها (مخروطی پاپیلوز یا تخت چین‌دار)، شکل دیواره آنتی‌کلینال (صاف یا موج‌دار)، تزئینات کوتیکول (خط‌دار یا چروکیده)، حضور یا عدم حضور کرک و نوع آن، و وجود یا عدم وجود روزنه مورد بررسی قرار گرفت. پس از تعیین حالات صفات و امتیازدهی، داده‌ها با بهره‌گیری از آنالیز‌های خوشه‌بندی، مختصات اصلی و آنالیز تطبیقی قوس‌گیری‌شده در نرم‌افزار PAST واکاوی شدند. همچنین، بازسازی حالات صفات اجدادی گلبرگ‌ها براساس داده‌های مولکولی انجام گرفت. نتایج نشان داد سطح شکمی و پشتی گلبرگ‌ها در سرده Rorida و برخی گونه‌هایCleome (C. heratensis, C. foliolosa, &amp;amp;amp; C. turkmena) دارای سلول‌های اپیدرمی تخت و چین‌دار است، با این وجود، در سایر گونه‌ها حالت مخروطی پاپیلوز مشاهده شد. شکل دیواره آنتی‌کلینال به صورت صاف یا موج‌دار یا صرفاً موج‌دار بود و کرک‌ها به شکل ساده یا غدّه‌ای (کوتاه و بلند) مشاهده شد؛ روزنه تنها در برخی از گونه‌ها گزارش شد. حالت‌های صفات اجدادی شامل سلول‌های صاف و چین‌خورده، تزئینات کوتیکول شیاردار و فقدان کرک و روزنه تشخیص داده شد. نتایج حاصل، اطّلاعات ارزشمندی درباره صفات گلبرگ‌ها در مقیاس میکروسکوپی فرآهم آورد و در جداسازی دو سرده مورد بررسی موفق عمل نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه صفات ریخت شناسی و فیزیولوژیکی سه اکوتیپ گیاه دارویی کلپوره Teucrium polium L. در شرایط تنش خشکی و بررسی بیان ژنهای متحمل به تنش خشکی MYB و LEA در اکوتیپ متحمل</title>
      <link>https://ijpb.ui.ac.ir/article_30396.html</link>
      <description>تنش خشکی یکی از مهم‌ترین عوامل محدودکننده رشد و عملکرد گیاهان است و طیف وسیعی از واکنش‌های گیاهی، شامل تغییرات متابولیکی تا دگرگونی در رشد و تولید را تحت تأثیر قرار می‌دهد. شدت این تنش بسته به میزان کم‌آبی، مرحله رشد و گونه گیاهی متفاوت است. با توجه به قرارگیری ایران در اقلیم خشک و نیمه‌خشک و کاهش منابع آب، شناسایی گیاهان و اکوتیپ‌های سازگار با کم‌آبی اهمیت زیادی دارد. در سال‌های اخیر، پژوهش‌ها به سمت شناخت سازوکارهای مولکولی مقاومت به خشکی و ژن‌های مؤثر در این فرایند هدایت شده‌اند. در این مطالعه، صفات ریخت شناسی و فیزیولوژیکی سه اکوتیپ گیاه دارویی کلپوره &amp;amp;nbsp;Teucrium polium استان کرمان تحت سطوح مختلف تنش خشکی (۴۰، ۷۰ و ۱۰۰ درصد ظرفیت زراعی)، همراه با فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی سوپراکسید دیسموتاز، کاتالاز، پراکسیداز و میزان پراکسیداسیون لیپیدها (MDA) ارزیابی شد. همچنین در اکوتیپ مقاوم، بیان دو ژن MYB و LEA با روش Real-time PCR بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد افزایش شدت تنش خشکی سبب کاهش ارتفاع ساقه و محتوای کلروفیل کل و در مقابل افزایش طول ریشه، مقدار پرولین و میزان پروتئین شد. همچنین فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی و میزان MDA نیز به طور معنی‌داری افزایش یافت که بیانگر تشدید تنش اکسیداتیو است. علاوه بر این، بیان ژن‌های MYB و LEA در اکوتیپ مقاوم تحت تأثیر تنش افزایش قابل‌توجهی داشت. این یافته‌ها نقش همزمان واکنش‌های فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و مولکولی را در تحمل خشکی تأیید کردند و نشان دادند ژن‌های مذکور می‌توانند به‌عنوان شاخص‌هایی کاربردی برای اصلاح ژنتیکی و انتخاب ژرم‌پلاسم‌های مقاوم در کلپوره مورد استفاده قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پاسخ‌های متابولیکی ناشی از نانو ذرات نقره در ریز جلبک سبز Dunaliella salina</title>
      <link>https://ijpb.ui.ac.ir/article_30567.html</link>
      <description>در پژوهش حاضر، پاسخ&amp;amp;shy;های بیوشیمیایی و فعالیت آنزیم&amp;amp;shy;های آنتی اکسیدانی جلبک سبز تک سلولی Dunaliella salina تحت تیمار نانوذرات نقره فتوسنتز شده با عصاره آبی برگ و گل گیاه بابونه آلمانی (Matricaria comomilla) مورد بررسی قرار گرفت. سوسپانسیون&amp;amp;shy;های جلبکی رشد یافته در شوری 5/1 مولار کلرید سدیم در فاز نمایی رشد در معرض غلظت&amp;amp;shy;های صفر، 5، 15 و 25 پیکومولار نانوذرات نقره قرار گرفتند. تعداد سلول&amp;amp;shy;ها، محتوای قندهای احیاکننده، غیراحیاکننده و نشاسته در پاسخ به غلظت 5 پیکومولار نانوذرات نقره افزایش یافتند و یا بدون تغییر معنی&amp;amp;shy;دار باقی ماندند. با وجود این، تعداد سلول&amp;amp;shy;ها و مقدار قندهای محلول در پاسخ به غلظت&amp;amp;shy;های بالاتر و میزان کلروفیل های a، b و کل، بتاکاروتن، نشاسته، پروتئین&amp;amp;shy;ها، آمینواسید آزاد کل و فعالیت آنزیم&amp;amp;shy;های کاتالاز و آسکوربات پراکسیداز در پاسخ به همه غلظت&amp;amp;shy;های نانوذرات نقره به شدت کاهش یافتند، در حالی که وزن تر سلول&amp;amp;shy;ها افزایش یافت. این نتایج نشان دادند تنش القا شده توسط تیمار نانوذرات نقره در سلول&amp;amp;shy;های جلبکی به جای افزایش فعالیت آنتی اکسیدانی و یا تجمع بتاکاروتن، توسط تغییر در تسهیم کربن تحمل می شود. بنابراین به نظر می&amp;amp;shy;رسد که سازوکار تحمل نانوذرات نقره توسط جلبک Dunaliella با تغییرات فیزیولوژیکی و متابولیکی همراه بوده و هدایت جریان کربن به مسیرهای احتمالی دیگری مثل تجمع گلیسرول و لیپید سبب القای تحمل جلبک به نانوذرات می&amp;amp;shy;شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر نانوذره آهن و پوترسین بر صفات مورفوفیزیولوژیک و بیوشیمیایی گیاه دارویی مریم گلی (Salvia officinalis L.) تحت تنش شوری</title>
      <link>https://ijpb.ui.ac.ir/article_30646.html</link>
      <description>به منظور بررسی تأثیر محلول‌پاشی با نانوذره آهن و پوترسین بر صفات مورفولوژیک، فیزیولوژیک و بیوشیمیایی گیاه دارویی مریم گلی (Salvia officinalis L.) تحت تنش شوری، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی اجرا شد. تیمارهای مورد بررسی شامل شوری در سه سطح (صفر، 75 و 150 میلی‌مولار کلرید سدیم)، نانوذره آهن در چهار سطح (صفر، 50، 100 و 200 پی‌پی‌ام) و پوترسین در سه سطح (صفر، 5/0 و 1 میلی‌مولار) بودند. نتایج نشان داد که تنش شوری سبب کاهش معنی‌دار صفات مورفولوژیک (ارتفاع، تعداد برگ، وزن تر و خشک اندام هوایی) و محتوای کلروفیل گردید، در حالی‌که میزان کاروتنوئید، قند محلول، پرولین، فلاونوئید و فعالیت آنزیم‌های کاتالاز و پراکسیداز افزایش یافت. کاربرد نانوذره آهن (به‌ویژه در غلظت 200 پی‌پی‌ام) و پوترسین (یک میلی‌مولار) به‌طور معنی‌داری اثرات منفی شوری را کاهش داده و مقادیر تمامی صفات مورد مطالعه را نسبت به تیمار شاهد افزایش دادند. بیشترین افزایش در وزن تر و خشک اندام هوایی، کلروفیل کل و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی در تیمار ترکیبی نانوذره آهن (200 پی‌پی‌ام) همراه با پوترسین (یک میلی‌مولار) مشاهده شد. بر اساس یافته‌ها، کاربرد نانوذرات آهن و پوترسین می‌تواند با بهبود صفات رشدی، فیزیولوژیک و بیوشیمیایی، اثرات سوء تنش شوری را در گیاه مریم گلی تعدیل نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Morphological variation, trait associations, and genotype assessment in tall fescue (Festuca arundinacea Schreb.) using biplot analysis</title>
      <link>https://ijpb.ui.ac.ir/article_30660.html</link>
      <description>As a perennial forage grass, tall fescue (Festuca arundinacea Schreb.), is cultivated in temperate regions due to its high adaptability, drought tolerance, and forage production potential. Current research assessed twenty-five tall fescue genotypes for morphological, phenological,  and the  yield-related traits under field conditions in Tabriz, Iran. Traits assessed included plant height (PH), canopy width (CW), crown diameter (CD), fresh forage weight (FF), dry forage weight (DF), stem number (SN), seed weight (SW), days to heading (DH), and days to pollination (DP). Data were analyzed using a genotype by trait biplot model. The first two principal components explained 80% of the total variation, indicating contribution of both additive and non-additive interactions. Biplot analysis indicated genotype 25 as superior for morphological and yield-related traits, while genotype 5 excelled in phonological traits. Trait discriminative power analysis identified CD and FF as the most effective traits for differentiating genotypes, followed by PH, CW, and DF, whereas DH and DP had the lowest discriminative ability. Ideotype-based analysis highlighted genotypes 24, 5, 7, 22, 6, 23, and 25 as closest to the ideal genotype, integrating high performance across of all measured multiple traits. Evaluation of DF indicated genotypes 25, 22, 23, 24, and 7 as highest-yielding. While genotypes 7, 22, 23, 24, and 25 as were identified top performers for seed weight. Morphological traits like PH, CW, CD, FF, DF, and SN were important contributors to forage and seed yield and can be utilized as early selection criteria in breeding efforts.</description>
    </item>
    <item>
      <title>The modulatory role of sodium nitroprusside (SNP) in maintaining oxygen-evolving complex functionality in tomato under heat stress</title>
      <link>https://ijpb.ui.ac.ir/article_30677.html</link>
      <description>Heat stress severely impairs photosynthetic capacity and induces oxidative damage in tomato plants, threatening agricultural productivity. This study investigated the protective role of sodium nitroprusside (SNP) against heat stress-induced damage, with a specific focus on oxygen-evolving complex (OEC) functionality. Under controlled environmental conditions, tomato plants were subjected to heat stress at 45 °C, with or without pretreatment with 100 μM SNP. Heat stress drastically reduced net photosynthesis (PN) by 47.07% and significantly decreased the performance index (PIABS) by 88.9%. Furthermore, heat stress increased H₂O₂ levels by 56.23% and reduced the activities of CAT, POD, SOD, and APX by up to 43.7%. However, SNP pretreatment alleviated these adverse effects by limiting the reduction in PN to 20.13% and increasing antioxidant enzyme activities by up to 161.2% compared with heat-stressed plants. Moreover, SNP treatment significantly suppressed the K-band transient, suggesting the preservation of OEC functionality under heat stress. This response, together with improved photosynthetic performance and antioxidant capacity, indicates that SNP treatment contributed to maintaining Photosystem II donor-side activity under heat stress. Overall, SNP treatment effectively alleviated heat stress-induced physiological and photosynthetic damage and may contribute to improved heat tolerance in tomato plants.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Impact of salicylic acid priming on physiological, biochemical and photochemical responses of Zygophyllum fabago under drought and high light stress</title>
      <link>https://ijpb.ui.ac.ir/article_30678.html</link>
      <description>Although salicylic acid (SA) is known to increase plant tolerance to either drought or high light (HL), its effectiveness under their simultaneous occurrence remains unclear. Here, we examined the impact of SA seed priming (50 ppm)  on growth, oxidative status and chlorophyll a fluorescence in Zygophyllum fabago L. subjected to drought (withholding water for 20 days), HL (800 μmol m⁻² s⁻¹) or their combination. All stress treatments, particularly the combined one, markedly reduced growth, whereas SA priming significantly increased shoot fresh and dry weight only under drought. Fast chlorophyll a fluorescence OJIP transients showed that drought, HL and their combination enhanced the O–J phase, whereas SA-primed plants exhibited a slight attenuation of this rise. All stress treatments reduced phenomenological energy fluxes parameters and altered quantum yield for electron transport, but SA partially restored these parameters, bringing them closer to control values. The biplot of principal component analysis (PCA) indicated that under SA+Drought, higher antioxidant enzyme and phenylalanine ammonia-lyase (PAL) activities, along with increased phenolic and flavonoid contents, were key drivers of protection and growth maintenance under water stress. In contrast, under HL and combined Drought+HL, SA provided little protection, as shown by higher malondialdehyde (MDA), lower catalase (CAT) activity and maximum quantum yield of PSII (Fv/Fm ), and no recovery of shoot dry weight. Overall, our findings highlighted the stress-specific nature of SA-induced tolerance and emphasized the need to assess exogenous protectants under multifactorial stress to better predict their agronomic relevance.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
