Authors
1 Department of Natural Resources and Environmental Engineering, Payame Noor University, 19395-3697 Tehran, I. R. of Iran
2 Botany Research Division, Research Institute of Forests and Rangelands, Tehran, Iran
Abstract
Keywords
جزء اصلی هر اکوسیستم را پوشش گیاهی و ترکیب گونهای آن تشکیل میدهد و مطالعه پوشش گیاهی نخستین گام در راه شناخت هر اکوسیستم و سرآغازی برای مطالعات بعدی است. زیرا گیاهان بهترین نماینده شرایط محیطی از لحاظ زیستی هستند. شناخت کامل از جامعههای گیاهی میتواند از یک سو برای تشخیص زیستگاهها و از سوی دیگر برای پیشبینی چگونگی تحول پوشش گیاهی در محیطی معین نقش مهمی داشته باشد (Guinochet, 1972). با تشخیص جامعههای گیاهی میتوان به ویژگیها و استعداد اراضی نقاط مختلف پی برد و از این امر در انتخاب گونههای گیاهی مناسب برای احیای زیستگاههای تخریب شده استفاده کرد.
مطالعات انجام شده در زمینه پوشش گیاهی شورهزارها بسیار متعدد است که از جمله میتوان به مطالعه اجتماعات گیاهی شورهزارهای داخلی مصر (Abd El-Ghani, 2000)، شورهزارهای جزیره Failaka در کویت (Abbadi and El-Sheikh, 2002)، شورهزار اسپانیا (Spinar et al., 2002)، بیابانهای ساحلی جنوب سینا (Abd El-Ghani and Wafaa, 2003)، شورهزار Kujawy در لهستان (Piernik, 2003)، شورهزار Sardinia در ایتالیا (Biondi et al., 2004)، شورهزارهای ساحلی کویت (El-Ghareeb et al., 2006)، جنوب شرقی اسپانیا (Álvarez-Rogel et al., 2007)، سواحل شور Bohai در چین (Wei-Quiang et al., 2008)، سواحل Al-Uqair در عربستان (Youssef and Al-Fredan, 2008)، صحرای لیبی (El-Bana and Al-Mathnani, 2009)، سواحل دریاچه شور Al-Asfar در عربستان (Youssef et al., 2009)، سواحل دریای سیاه در ترکیه Apaydin et al., 2009)؛ (Kilinç et al., 2011 و بیابان Cholistan در پاکستان (Naz et al., 2010) اشاره نمود.
از مطالعات انجام شده پیرامون اجتماعات گیاهی شورهزارهای کشور ایران میتوان به مطالعه اجتماعات گیاهی شورهزار میرمحمد اهرم در بوشهر (Jafari et al., 2001)، شورهزارهای مراتع قشلاقی گلستان (Heshmati, 2003)، دریاچه حوض سلطان در قم (Jafari et al., 2003)، پشتکوه یزد (Jafari et al., 2004)، مراتع قم (Jafari et al., 2007)، مراتع قشلاقی اشتهارد کرج Ahmadi et al., 2007)؛ Zare Chahouki et al., 2010)، منطقه حفاظت شده منُد در بوشهر (Mehrabian et al., 2009)، پلایای کاشان (Naseri et al., 2010) و مراتع کوه نمک در قم (Tatian et al., 2011) اشاره کرد.
در زمینه معرفی و شرح رویشهای هالوفیت ایران بر اساس دیدگاه جامعهشناسیگیاهی مطالعاتی انجام گرفته است که میتوان به مطالعات انجام شده در شورهزارهای کشور (Zohary, 1963, 1973)، دشت کویر، دشت لوت و جازموریان (Léonard, 1991-1992)، دریاچه ارومیه (Asri and Ghorbanli, 1997)، سبخای گرمسار (Ghorbanli et al., 1997)، دریاچه ارومیه (Asri, 1999a)، ذخیرهگاه بیوسفر توران سمنان (Asri, 1999b)، نورالدینآباد گرمسار (Asri and Hamzeh’ee, 1999)، تراسهای در حال فرسایش جزیره قشم (Hamzeh’ee, 2001)، مناطق نفتخیز جنوب غرب ایران (Alaie, 2000)، تالاب گاوخونی اصفهان (Asri et al., 2002)، ذخیرهگاه بیوسفر کویر سمنان (Asri, 2003)، کویر ابرکوه یزد (Zarei, 2003) و ذخیرهگاه بیوسفر میانکاله مازندران (Asri et al., 2007) اشاره نمود.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی جامعههای گیاهی شورهزارهای پناهگاه حیات وحش موته است. در ضمن، مهمترین ویژگیهای خاکی مؤثر بر پراکنش جامعههای گیاهی معرفی میگردد.
منطقه مورد مطالعه
پناهگاه حیات وحش موته با وسعت 220000 هکتار در مختصات جغرافیایی ′2 ˚51 تا ′30 ˚50 طول شرقی و ′57 ˚33 تا ′23 ˚33 عرض شمالی واقع شده است و از نظر موقعیت مکانی در شمال غربی شهرستان میمه و جنوب غربی شهرستان دلیجان قرار دارد. حداقل و حداکثر ارتفاع منطقه به ترتیب 1800 و 3000 متر بالای سطح دریا است. نیمه شمالی منطقه در استان مرکزی و نیمه جنوبی آن در استان اصفهان واقع است. این پناهگاه که در حاشیه کویر مرکزی قرار دارد از سال 1343 به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام شد.
برای تعیین میزان بارندگی و دمای منطقه حیات وحش موته از آمار اقلیمی سالهای 1376 تا 1390 نزدیکترین ایستگاههای هواشناسی یعنی میمه و گلپایگان استفاده شد. متوسط بارندگی سالانه در ایستگاههای میمه و گلپایگان به ترتیب: 5/160 و 2/263 میلیمتر و متوسط دمای سالانه آنها به ترتیب: 4/11 و 4/15 درجه سانتیگراد است. بالاترین و پایینترین دمای ثبت شده در ایستگاه میمه به ترتیب: 39 و 28- و در ایستگاه گلپایگان 40 و 22- است. بر اساس دادههای اقلیمی ایستگاههای هواشناسی میمه و گلپایگان، اقلیم این پناهگاه با روش دومارتن اصلاح شده (Asri, 2005b) به ترتیب خشک خفیف سرد و نیمه خشک معتدل تعیین شد.
مواد و روشها
پوششگیاهی شورهزارهای پناهگاه حیات وحش موته بر اساس روش براون-بلانکه (Braun-Blanquet, 1983) بررسی شد. به این منظور، ابتدا با استفاده از معیار فیزیونومیکی، ریختارهای گیاهی تشخیص داده شد و سپس با معیار فلوریستیکی (ترکیب گونهای) افراد جامعه گیاهی هر ریختار مشخص گردید. سپس، در محل همگن افراد جامعه، رولوهها به طور تصادفی استقرار یافتند. اندازه رولوهها با روش سطح حداقل با استفاده از پلاتهای حلزونی و منحنی گونه به سطح در هر فرد جامعه تعیین گردید. در هر رولوه دو ضریب فراوانی-چیرگی و جامعهپذیری برای هریک از گونهها تعیین گردید. با مراجعات متعدد به هر یک از رولوههای استقرار یافته در افراد جامعههای گیاهی مختلف، مراحل فنولوژی هر یک از گونهها به منظور تعیین وفاداری آنها در طول سال مورد مطالعه نیز ثبت شد (Asri, 2005a).
تحلیل دادههای جامعهشناسیگیاهی (132 رولوه و 56 گونه) توسط نرمافزار آنافیتو (Briane, 1995) با روشهای تحلیل ارتباطهای عاملی (Analyse Factorielle des Correspondances) و طبقهبندی سلسه مراتب بالارونده (Classification Ascendant Hierarchique) انجام گرفت. با توجه به این که تعداد زیادی از رولوههای برداشت شده از زیستگاههای شور مشابه بودند و در محورهای مختصات تجزیه و تحلیل مقدماتی روی هم قرار گرفتند، لذا با حذف رولوههای مشابه، 65 رولوه مورد تحلیل قرار گرفت. پس از تعیین گروههای رولوهها و گونهها در تحلیل اولیه، رولوههای مربوط به گروه بزرگتر مرکزی دوباره تجزیه و تحلیل جزیی شدند. به این ترتیب، پس از حذف گروههای کوچکتر در مرحله اولیه، تمام گروههای فرعی (رولوهها و گونهها) روی محورهای مختصات مختلف مشخص گردیدند.
در برنامه آنافیتو بر اساس CAH رولوهها و گونهها، جدول اولیه جامعهشناسیگیاهی ساخته میشود. سپس با تعیین ضریب تمایل یا وفاداری گونهها در هر یک از گروهها (سینتاکسونها)، گونههای شاخص، همراه و تصادفی آنها به صورت مقدماتی تعیین شدند. در پژوهش حاضر، نتایج حاصل از تحلیلهای جامعهشناسیگیاهی به صورت جامعههای رسمی براون-بلانکه معرفی نشده است، بلکه معرفی آنها با یک یا دو گونه شاخص با استفاده از میزان وفاداری گونهها در جدول جامعهشناسیگیاهی (Naqinezhad and Zarezadeh, 2013) و یک یا دو گونه چیره در جامعه صورت گرفت. بدیهی است تصمیمگیری نهایی درباره جامعه (association) و نیز دستهبندی سینتاکسونومی آنها در گروههای بالاتر نیازمند برداشت گستردهتر در این مناطق در آینده است.
به منظور شناخت ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک زیستگاه واحدهای رویشی شورهزارهای منطقه، نمونههای خاک از عمق تجمع ریشه گیاهان (گیاهان علفی 0-30 سانتیمتر، گیاهان بوتهای 0-40 سانتیمتر و گیاهان درختچهای 0-50 سانتیمتر) در هر فرد جامعه برداشت شدند و پس از انتقال به آزمایشگاه خاکشناسی ویژگیهای زیر مورد سنجش قرار گرفت: واکنش خاک، هدایت الکتریکی، سدیم، کلسیم، منیزیم، کلر، سولفات، بیکربنات، آهک، کربن آلی و بافت. برای تحلیل ویژگیهای خاکی در ارتباط با تغییرات جامعههای گیاهی از روش تجزیه مؤلفههای اصلی (Principal Component Analysis) در نرمافزار Minitab نسخه 16 استفاده شد.
نتایج
تحلیل دادههای جامعهشناسیگیاهی شورهزارهای پناهگاه حیات وحش موته با روشAFC به آرایش رولوهها و گونهها روی محورهای مختصات منجر گردید. با مقایسه محورهای مختلف، 8 گروه از رولوهها و گونهها قابل تفکیک هستند. به دلیل محدودیت فقط محورهای 2 و 3 رولوهها ارایه شده است (شکل 1). همان طور که در شکل 1 مشاهده میشود، گروه بزرگ مرکزی، از رولوههای زیادی تشکیل شده است که به صورت متراکم قرار گرفتهاند، به طوری که در این مرحله امکان جداسازی آنها از یکدیگر وجود ندارد. از این رو، با حذف رولوههای 7 گروه که در مرحله اولیه تحلیل کاملاً مشخص شده بودند، 34 رولوه گروه مرکزی مورد تجزیه و تحلیل جزیی قرار گرفتند. در این مرحله، 10 گروه از رولوهها روی محورهای مختصات پنج گانه تفکیک گردید (شکل 2). در پایان، از تحلیل اولیه و جزیی دادههای جامعهشناسیگیاهی منطقه، 17 گروه از رولوهها متمایز شدند.
در CAH رولوهها و گونهها نیز تعدادی خوشه اصلی و فرعی وجود دارد که با گروههای حاصل از AFC رولوهها و گونهها منطبق هستند (شکل 3). بر اساس اطلاعات به دست آمده از روش CAH رولوهها و گونهها، جدول اولیه جامعهشناسیگیاهی ساخته شد. سپس با توجه به درجه وفاداری و خصوصیات آتاکولوژی گونهها و منابع موجود برخی از ستونها و ردیفهای جدول اولیه جابهجا گردید و جدول جامعهشناسیگیاهی نهایی تشکیل شد (پیوست 1).
|
شکل 1- AFC رولوههای تجزیه و تحلیل اولیه (محورهای2 و 3) |
شکل 2- AFC رولوههای تجزیه و تحلیل جزیی (محورهای 2 و 3) |
شکل 3- CAH رولوههای تجزیه و تحلیل اولیه
برای تعیین مهمترین عوامل مؤثر بر پراکنش جامعههای گیاهی از روش تجزیه مؤلفههای اصلی (PCA) بهرهگیری شد که نتایج آن در جدولهای 1 و 2 و شکل 4 ارایه شده است. بررسی درصد واریانسهای مربوط به مؤلفهها نشان میدهد که مؤلفه اول 4/59 درصد و مؤلفه دوم 6/14 درصد از تغییرات جامعههای گیاهی را در بردارند. بنابراین در مجموع، 74 درصد از تغییرات جامعههای گیاهی ناشی از تأثیر متغیرهای تشکیلدهنده در مؤلفههای اول و دوم است. با توجه به ضرایب همبستگی مؤلفهها با متغیرها، مؤلفه اول شامل متغیرهای هدایت الکتریکی، سدیم، کلسیم، منیزیم، کلر، سولفات و بیکربنات و مؤلفه دوم شامل ماسه، سیلت و رس است.
نتایج تجزیه ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک زیستگاههای شور جامعههای گیاهی در پیوست 2 ارایه شده است.
جدول 1- میزان واریانس مربوط به هر یک از مؤلفهها
|
درصد واریانس تجمعی |
درصد واریانس |
میزان ویژه |
مؤلفه |
|
4/59 |
4/59 |
7263/7 |
1 |
|
74 |
6/14 |
8940/1 |
2 |
|
2/83 |
2/9 |
1952/1 |
3 |
|
8/90 |
6/7 |
9833/0 |
4 |
|
6/95 |
8/4 |
6285/0 |
5 |
جدول 2- مقادیر بردار ویژه مربوط به متغیرها در هر یک از مؤلفهها
|
متغیر |
مؤلفه (محور) |
||||
|
اول |
دوم |
سوم |
چهارم |
پنجم |
|
|
اسیدیته |
002/0 |
086/0- |
691/0 |
594/0- |
286/0 |
|
هدایت الکتریکی |
349/0 |
156/0 |
019/0 |
031/0- |
098/0 |
|
آهک |
045/0 |
147/0 |
492/0- |
759/0- |
350/0- |
|
ماده آلی |
101/0- |
451/0- |
367/0- |
166/0- |
719/0 |
|
سدیم |
349/0 |
155/0 |
018/0 |
031/0- |
098/0 |
|
کلسیم |
350/0 |
145/0 |
008/0 |
023/0- |
099/0 |
|
منیزیم |
350/0 |
145/0 |
008/0 |
021/0- |
098/0 |
|
کلر |
348/0 |
161/0 |
024/0 |
034/0- |
098/0 |
|
سولفات |
352/0 |
047/0 |
087/0- |
043/0 |
095/0 |
|
بیکربنات |
288/0 |
007/0- |
143/0- |
193/0 |
179/0 |
|
ماسه |
252/0- |
485/0 |
101/0- |
001/0- |
276/0 |
|
سیلت |
240/0 |
445/0- |
229/0 |
013/0 |
324/0- |
|
رس |
223/0 |
465/0- |
233/0- |
028/0- |
095/0- |
شکل 4 نمودار رستهبندی جامعههای گیاهی زیستگاههای شور بررسی شده را در ارتباط با عوامل خاکی نشان میدهد. در نتیجه تغییرات این عوامل، جامعههای گیاهی در پیرامون محورهای رستهبندی دیده میشوند. برای نمونه، ماسه بیشترین تأثیر را بر پراکنش جامعههای گیاهی Lycium depressum community و Puccinellia anisoclada-Aeluropus littoralis. community سیلت و رس بر پراکنش جامعههای گیاهی Atriplex verrucifera community و Limonium meyeri community، هدایت الکتریکی بر پراکنش جامعههای گیاهی Halocnemum strobilaceum community و Salicornia europaea community و ماده آلی تا حدودی بر پراکنش جامعه گیاهیJuncus gerardi subsp. libanoticus community. دارند.
شکل 4- نمودار رستهبندی جامعههای گیاهی شورهزارهای منطقه در ارتباط با عوامل خاکی
بحث
در پژوهش حاضر، 17 جامعه گیاهی در شورهزارهای پناهگاه حیات وحش موته تشخیص داده شد. این جامعههای گیاهی الگوی رویشی بسیار متفاوتی را نشان میدهند که به طور آشکار از جنبههای فلوریستیک و اکولوژیک قابل تشخیص هستند. به طور کلی، جامعههای گیاهی توسط گروهی از گیاهان با ترکیب گونهای خاص تعیین میشوند. این گونههای انحصاری معمولاً در یک جامعه معین وجود دارند، بنابراین دامنه اکولوژیکی محدودی دارند. جامعههای گیاهی بدون گونههای انحصاری بر حسب گونههای غالب مشخص میگردند (Danin, 1983). با توجه به این که اغلب گونههای تشکیلدهنده جامعههای گیاهی شورهزارهای پناهگاه حیات وحش موته دامنه اکولوژیکی وسیعی را نشان میدهند و در تعدادی از جامعههای گیاهی منطقه حضور دارند، لذا این جامعههای گیاهی فاقد گونههای انحصاری یا شاخص هستند. بر این اساس، اغلب جامعههای گیاهی تشخیص داده شده در مناطق مورد مطالعه فقط به وسیله گونههای غالب معرفی گردیدند. در میان جامعههای گیاهی، Halocnemum strobilaceum community، Tamarix leptopetala community، Phragmites australis var. stenophylla community و Aeluropus littoralis community به ترتیب وسیعترین جامعههای این شورهزارها هستند و جامعههای گیاهی Anabasis haussknechtii community، Juncus gerardi subsp. libanoticus و Salicornia europaea community جزو کموسعتترین جامعههای منطقه هستند.
مقایسه زیستگاههای شور پناهگاه حیات وحش موته با شورهزارهای دریاچه ارومیه (Asri and Ghorbanli, 1997) وجود 8 جامعه گیاهی مشترک و همچنین با شورهزارهای ذخیرهگاههای بیوسفر توران (Asri, 1999b) و کویر (Asri, 2003) وجود 10 جامعه گیاهی مشترک را نشان میدهد. در این میان، پنج جامعه گیاهی در هر چهار منطقه یافت میشوند که عبارتند از: Aeluropus littoralis community، Alhagi pseudalhagi community، Halocnemum strobilaceum community، Phragmites australis var. stenophylla community و Tamarix leptopetala community. در پژوهشی دیگر، Asri و Hamzeh’ee (1999) پوششگیاهی هالوفیت نورالدینآباد گرمسار را مطالعه نمودند که نتایج حاصل از آن وجود 10 جامعه گیاهی را نشان داد. از میان جامعههای گیاهی معرفی شده در این شورهزار، سه جامعه گیاهی: Halocnemum strobilaceum community، Phragmites australis var. stenophylla community و Tamarix leptopetala community در پناهگاه حیات وحش موته نیز حضور دارند. وجود جامعههای گیاهی مشترک در مناطق دور از هم گویای آن است که این جامعهها دامنه اکولوژیکی وسیعی دارند و قادرند در شرایط اقلیمی متنوع استقرار یابند.
به طور کلی، استقرار جامعههای گیاهی در هر منطقه تحت تأثیر خصوصیات اکولوژیکی قرار دارد. با توجه به این که در کل شورهزارهای پناهگاه حیات وحش موته شرایط اقلیمی مشابه است، بنابراین عامل مؤثری بر استقرار جامعههای گیاهی مختلف محسوب نمیشود. از سوی دیگر، به دلیل این که خصوصیات توپوگرافیکی نیز یکسان است، لذا نمیتواند عاملی اثرگذار بر استقرار جامعههای گیاهی مختلف باشد. بنابراین، از میان عوامل اکولوژیکی مختلف، تنها ویژگیهای خاکی میتوانند در این امر مؤثر باشند. با توجه به نتایج رستهبندی، تغییرات جامعههای گیاهی منطقه با میزان هدایت الکتریکی و به طور کلی غلظت املاح خاک رابطه قوی دارد، به طوری که این عوامل با قرار گرفتن در مؤلفه اول سهم زیادی در تغییرات جامعههای گیاهی دارند. با افزایش شوری زیستگاهها، جامعههای گیاهی
Anabasis haussknechtii community،Tamarix kotschyi communityوTamarix ramosissima community ظاهر میشوند. پس از این زیستگاهها، با افزایش شوری، جامعه گیاهی Halocnemum strobilaceum community و مجدداً با کاهش شوری نسبت به این جامعه، Salicornia europaea community استقرار یافته است.
برخی از پژوهشگران مانند Abd El-Ghani (2000)، Abbadi و El-Sheikh (2002)، Abd El-Ghani و Wafaa (2003)، Heshmati (2003)، Piernik (2003)، Jafari و همکاران (2003 و 2004)، El-Ghareeb و همکاران (2006)، Ahmadi و همکاران (2007)، Jafari و همکاران (2007)، Wei-Quiang و همکاران (2008)، El-Bana و Al-Mathnani (2009)، Youssef و همکاران (2009)، Naseri و همکاران (2010)، Naz و همکاران (2010)، Zare Chahouki و همکاران (2010)، Kilinç و همکاران (2011) و Tatian و همکاران (2011) با استفاده از روشهای آنالیز CCA، DCA، DCCA و PCA نیز نشان دادند که شوری خاک از مهمترین عوامل مؤثر در استقرار اجتماعات گیاهی شورهزارها است. شوری و به طور کلی غلظت املاح خاک پیرامون ریشه علاوه بر کاهش آب قابل دسترس گیاهان، موجب به هم خوردن تعادل بین یونها میشود. در میان یونها، سدیم، کلسیم و کلر به دلیل تأثیر مستقیم بر رشد و نمو گیاهان و ویژگیهای فیزیکی خاک نظیر تخریب خاکدانهها و کاهش نفوذپذیری خاک از اهمیت بیشتری برخوردار هستند (Asri, 1995).
بافت خاک نیز تأثیر زیادی در تنظیم میزان رطوبت و مواد غذایی قابل دسترس گیاهان دارد و به طور غیرمستقیم در میزان شوری خاک مؤثر است. ذرات رس از یک سو به دلیل بار الکتریکی منفی و جذب کاتیونها از اجسام مبادله کننده خاک به شمار میروند و از سوی دیگر بخش عمدهای از آب را در خود نگه میدارند. آب نگهداری شده در اثر نیروی مویینگی به سمت بالا کشیده میشود و همراه با خود نمکهای موجود در خاک را به لایههای سطحی منتقل میکند. سفرههای آب شور کم عمق نیز نقش مهمی در شوری این خاکها دارند. این سفرههای آبی حاوی مقادیر زیادی املاح هستند که در اثر تبخیر یا جذب آب توسط ریشه گیاهان، نمکهای محلول را به سطح خاک منتقل میکنند. هر چه سطح ایستابی بالاتر باشد مقدار نمک بالا آورده شده بیشتر است. چون در این مناطق بارندگی به اندازهای نیست که نمکها را شستشو دهد و از سوی دیگر شدت تبخیر نیز زیاد است، بنابراین نمکها در سطح زمین تجمع مییابند و موجب شوری لایه سطحی خاک میگردند (Asri, 1999a). در بعضی از عرصهها، تجمع نمک در سطح خاک به حدی است که پوسته نمک در سطح خاک تشکیل میشود. در این عرصهها به علت شوری زیاد خاک اغلب جامعههای گیاهی قادر به استقرار نیستند و فقط جامعههای Anabasis haussknechtii community، Halocnemum strobilaceum community و Salicornia europaea community یافت میشوند.
برخی از پژوهشگران مانند Abd El-Ghani (2000)، Heshmati (2003)، Jafari و همکاران (2003 و 2004)، El-Ghareeb و همکاران (2006)، Ahmadi و همکاران (2007)، Jafari و همکاران (2007)، El-Bana و
Al-Mathnani (2009)، Youssef و همکاران (2009)، Naseri و همکاران (2010)، Zare Chahouki و همکاران (2010) و Tatian و همکاران (2011) نیز بر نقش بافت خاک در استقرار اجتماعات گیاهی شورهزارها تأکید دارند.
علاوه بر نقش شوری و بافت خاک در استقرار و پراکنش اجتماعات گیاهی شورهزارها، عوامل دیگری نیز در مرتبه بعدی اهمیت قرار دارند. در پژوهش حاضر مشخص گردید که ماده آلی بر پراکنش جامعه گیاهی Juncus gerardi subsp. libanoticus community. نقش مهمی دارد. برخی از پژوهشگران عوامل دیگری را نیز در استقرار اجتماعات گیاهی شورهزارها بیان نمودهاند. Abd El-Ghani (2000) رطوبت و آهک؛ Abd El-Ghani و Wafaa (2003) آهک، اسیدیته، درصد اشباع، ماده آلی و گچ؛ Heshmati (2003) سطح ایستابی، سدیم قابل تبادل و ازت؛ Jafari و همکاران (2004) گچ و آهک؛ Ahmadi و همکاران (2007) گچ و اسیدیته؛ Jafari و همکاران (2007) آهک؛ Wei-Quiang و همکاران (2008) اسیدیته، رطوبت و ازت؛ El-Bana و Al-Mathnani (2009) رطوبت و ماده آلی؛ Youssef و همکاران (2009) رطوبت و اسیدیته؛ Kilinç و همکاران (2011) نسبت جذب سدیم و ماده آلی؛ Naseri و همکاران (2010) آهک، اسیدیته و گچ و Zare Chahouki و همکاران (2010) آهک را به عنوان عوامل مؤثر بر پراکنش و استقرار اجتماعات گیاهی ذکر نمودهاند.
جمعبندی نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر نشان میدهد که عواملی نظیر شوری و بافت خاک بیشترین نقش را در پراکنش جامعههای گیاهی دارند. هر چند تأثیر عوامل دیگر مانند: ماده آلی، آهک و به ویژه سطح ایستابی را نیز بایستی در نظر داشت. پس به طور کلی، در مناطق شور جامعههای گیاهی با عواملی که به شکلی در تنظیم آب قابل دسترس نقش دارند، همبستگی دارد. از نتایج دیگر این پژوهش میتوان بیان کرد که برآیند عوامل مختلف باعث استقرار جامعههای گیاهی در یک منطقه میشود. با بهرهگیری از روشهای آماری چند متغیره میتوان تأثیرگذارترین این عوامل را مشخص کرد و نقش آنها را در پراکنش جامعههای گیاهی وزندهی نمود.
سپاسگزاری
نگارندگان از اداره حفاظت محیط زیست گلپایگان و گروه محیطبانی پناهگاه حیات وحش موته برای همکاری صمیمانه و ارایه امکانات جهت اجرای این پژوهش سپاسگزاری مینمایند.